انواع هوش انسانی
مقالات
انواع هوش انسانی
1402/10/28 نویسنده : روان بوک

انواع هوش انسانی

تعریف هوش
افراد با سطح بالایی از هوش سرشار از احترام و تحسین هستند و اساساً، آن ها مقام بالاتری از بقیه دارند اما جنبه های منفی نیز وجود دارد که به عنوان هوش توصیف می شود، می تواند کاملاً محدود کننده باشد و در عین حال فشار زیادی بر روی شما وارد می کند.انتظار می رود که شما در همه چیز عالی و یا برجسته باشید و کوچک ترین اشتباه تان مورد انتقاد و نقد قرار خواهد گرفت و این مساله بیشتر ناشی از این واقعیت است که مردم، به طور کلی، تنها یک درک در مورد این که هوش چیست، دارند.
برای بسیاری از مردم، هوشمند بودن به عنوان داشتن دانش و مهارت های مفید (و گاهی غیر مفید) و توانایی استفاده از دانش ها و درک مهارت ها می باشد که در حقیقت، این یکی از چندین تعریف دقیق از هوش است.
به صورت جانع، به مجموعه‌ای از استعدادها که تمرکز، درک، یادگیری، حافظه، دقت، پردازش و استدلال در آن‌ها وجود دارد هوش می‌گویند.

تعاریف مختلف از انواع هوش
انواع هوش بر اساس نظریه ریموند کاتل و جان هرن
در روان شناسی، دو نوع هوش وجود دارد که توسط روانشناسان آمریکایی، ریموند کاتل و جان هرن شناسایی شده است:
هوش سیال و اطلاعات متبلور شده.
تئوری آن ها نشان می دهد که هوش کلی فرد، ناشی از مهارت ها و توانایی های مختلف ترکیب و تعامل با یکدیگر است.
هوش انسانی سیال:
هوش سیال به عنوان "توانایی کلی تفکر انتزاعی، منطقی، شناسایی الگوها، حل مشکلات و تشخیص روابط" توصیف می شود. این چیزی است که به توانایی ذاتی فرد بستگی دارد و نه چیزی که می تواند از طریق آموزش، پرورش، یا حتی تجربه و قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی مختلف به دست آید.
این نوع از هوش اغلب زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که شما پازلی را حل می کنید، معما حل می کنید، یا با استراتژی هایی برای حل یک مشکل خاص سر و کار دارید. یک راه برای شناسایی این نوع اطلاعات، انعطاف پذیری است و اینکه چقدر سازگار است، به این معنا که می تواند به روش های مختلفی به کار گرفته شود و یا استفاده شود.
هوش انسانی متبلور شده:
این نوع از هوش متضاد هوش سیال است که در مورد داشتن دانش و مهارتی است که از طریق آموزش، یادگیری و تجربه بدست می آیند. در حالی که هوش سیال اساساً در طول زندگی یک فرد یک سان باقی می ماند، اما اطلاعات متبلور شده می تواند افزایش یابد.
هوش سه‌گانه دانا زوهار و یان‌ مارشال
در این نظریه، انواع هوش با هوش جسمانی که به معنی توانایی کنترل بدن و استفاده از اشیا است، شروع می‌شوند و با توجه به سیستم‌های عصبی مغز مشخص می‌شوند. صاحبان این نظریه معتقدند هوش‌های متفاوت انسان زیرمجموعه‌ای از سه هوشی که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم، هستند.
هوش عقلانی (IQ) :
هوش عقلانی (IQ) مرتبط با مهارت‌های منطقی و زبان‌شناسی است؛ که هم‌اکنون بیشتر از سایر هوش‌ها به عنوان ملاک موفقیت آموزشی شناخته می‌شود. این هوش برای حل مسائل ریاضی و منطقی است.
هوش هیجانی (EQ) :
هوش عاطفی یا هیجانی باعث شناخت احساسات و بروز آن‌ها به صورت مطلوب می‌شود. همچنین از این هوش، برای مدیریت عواطف خود و دیگران استفاده می‌کنند که در موفقیت‌های شخصی و حرفه‌ای تاثیر به‌سزایی دارد.
هوش معنوی (SQ) :
هوش معنوی درک و توجه به جهان هستی و پاسخ دادن به سوالاتی درباره معنای زندگی و ارتباط انسان و جهان هستی است. همچنین هنگامی که انسان با کارهای معنوی تلفیق پیدا کند، از هوش معنوی خود استفاده کرده است.
هوش معنوی بر کارکرد هوش عقلانی و هوش هیجانی اثرگذار است. در حقیقت هوش عقلانی دروازه ورود به کسب موفقیت در کار مورد علاقه است؛ اما چیزی که باعث می‌شود افراد در شغل خود بهترین باشند هوش عاطفی است. از طرفی هوش معنوی نیز می‌تواند در ارتقا هوش عاطفی موثر باشد. این دو نوع هوش تاثیر مستقیمی بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر کدام، باعث پرورش دیگری می‌شود.
انواع هوش از نظر گاردنر
در سال ۱۹۸۳ در حالی که دانشمندان هوش را به مهارت‌های فردی نسبت می‌دادند، گاردنر به بررسی انواع هوش پرداخت و آن‌ها را در ۹ بخش تقسیم کرد:
هوش ریاضی:
توانایی محاسبه، انجام عملیات ریاضی و انجام فرضیات مرتبط است. ما به‌وسیله‌ی مفاهیم انتزاعی و فکر نمادین، روابط ریاضی را درک می‌کنیم. افرادی که در هوش ریاضی مهارت بالایی دارند معمولا به الگوها، دسته‌بندی‌های مختلف و روابط موضوعات با یکدیگر علاقه‌مند هستند. این افراد دوست دارند خود را درگیر مسائل محاسباتی و بازی‌های استراتژیک کنند.
هوش موسیقیایی:
توانایی افراد در تشخیص دادن ریتم و تن صدا است. بین احساس انسان و موسیقی ارتباط عمیقی وجود دارد. هوش موسیقیایی نقاط مشترکی با هوش ریاضی دارد. بیشتر افرادی که هوش موسیقیایی دارند معمولا در حال زمزمه کردن یک آهنگ یا ضرب گرفتن هستند و نسبت به افراد دیگر حساسیت بیشتری نسبت به صداهای محیط دارند.
هوش طبیعت‌ گرایی:
هوش طبیعت‌گرا در آن قسمت از مغز جای دارد که مسئولیت درک و شناخت الگوریتم‌ها، نمونه‌ها، نقشه‌ها، شناخت مغایرت‌ پدیده‌ها، گروه‌بندی آنان و برقراری رابطه میان اجزای طبیعت را برعهده دارد. همچنین این دسته از افراد علاقه زیادی به طبیعت، حیوانات و گیاهان دارند. برخی از افراد معتقدند امروزه از هوش طبیعت‌گرایی افراد استفاده مفیدی نمی‌شود و از این هوش برای درک تفاوت‌ مدل‌های مختلف اتومبیل‌ها، نوع آرایش و… استفاده می‌شود.
هوش معنوی:
به مسائلی مانند علت وجود انسان، معنای هستی و این‌دسته از سوالات می‌پردازند. برای این گروه از افراد مسئله‌هایی مانند وجود انسان، معنای هستی، علت تولد و مرگ آن‌ها چالش‌برانگیز است.
هوش میان ‌فردی:
به توانایی درک و تعامل با دیگر افراد مربوط می‌شود. این هوش مربوط به ارتباطات کلامی، غیرکلامی و جلب توجه دیگران است. معلمان، هنرپیشه‌ها و مددکاران در صورتی موفق خواهند بود که از این هوش خود استفاده کنند. معمولا جوانان و نوجوانانی که هوش میان‌فردی بالایی دارند، می‌خواهند رهبری افراد هم‌سن خود را برعهده بگیرند، به خوبی با آن‌ها ارتباط برقرار کنند و احساسات و انگیزه آن‌ها را درک کنند.
هوش بدنی:
هوش برخورداری از مهارت‌های فردی است و لازمه‌ آن، ارتباط ذهن و بدن است. این افراد از انجام کارهای فیزیکی لذت می‌برند، حرکات بدن خود را به خوبی کنترل می‌کنند و با مهارت اشیا را جابه‌جا می‌کنند. افرادی مانند ورزشکاران، جراحان و صنعت‌گران از این هوش بهره‌مند هستند.
هوش کلامی:
توانایی توضیح، بیان احساسات و مفهوم کلمات است. شاعران، رمان‌نویسان و سخنران‌های عمومی هوش کلامی بالاتری نسبت به بقیه دارند. این نوع هوش به افراد کمک می‌کند تا مفهوم کلمات و جملات را درک کنند و منظور خود را به خوبی به مخاطبان خود برسانند. جوانان و نوجوانانی که هوش کلامی بالایی دارند معمولا به نویسندگی علاقه دارند و از کارهایی مانند مطالعه کتاب و حل جدول لذت می‌برند.
هوش درون ‌فردی:
توانایی شناخت فرد از خودش، احساساتش و خواسته‌هایش است. اگر این هوش را داشته‌ باشید به‌راحتی می‌توانید برای آینده خود برنامه‌ریزی کنید. روانشناسان و رهبران هوش درون‌فردی بالایی دارند. هوش درون‌فردی فقط به ارتباط فرد با خودش محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل ارتباط آن‌ها با افراد دیگر نیز می‌شود. جوانان و نوجوانانی که هوش درون‌فردی بالایی دارند ممکن است خجالتی به نظر برسند؛ اما آن‌ها به احساسات خود کاملا مسلط هستند و انگیزه درونی بالایی برای رسیدن به اهداف خود دارند.
هوش فضایی:
با درک پدیده‌های دیداری ارتباط دارد. این دسته از افراد ابعاد را خیلی خوب تخمین می‌زنند و در جهت‌شناسی قوی هستند. به هوش فضایی معمولا تفکر دیداری نیز گفته می‌شود؛ برای مثال زمانی که یک فرد مشغول پیاده‌روی در محلی وسیع و بدون علائم راهنمایی است و فقط یک قطب‌نما با خود به همراه دارد، هوش فضایی به او کمک می‌کند تا مسیر خود را بر‌اساس نقشه و قطب‌نما به درستی پیدا کند. آموزش هوش فضایی به رشد عملکرد مغز کمک می‌کند و باعث بهبود حافظه و عملکرد شناختی می‌شود. افرادی که می‌توانند راه‌حل‌ها و الگوهای حل مسئله را به خوبی تصور و تجسم کنند همیشه موفق‌تر از افرادی هستند که باید همه راه‌حل‌ها را آزمایش کنند تا بتوانند مسئله را حل کنند.
طبق نظریه گاردنر، برای به‌دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت؛ بلکه انواع هوش‌های دیگر او از جمله هوش موسیقیایی، هوش درون‌فردی، هوش تصویری ، هوش فضایی، هوش کلامی و هوش زبانی نیز باید درنظر گرفته شود.

روش تقویت انواع هوش در کودکان
بهترین زمان برای تقویت هرکدام از انواع هوش، سنین کودکی می‌باشد که برای هرکدام از آن‌ها بازی مخصوص و متفاوتی بیان شده است:
تقویت هوش کلامی:
    با تشویق فرزند خود به مطالعه، می‌توانید باعث تقویت این هوش در فرزند خود شوید (اگر هنوز سواد ندارد خودتان برایش کتاب یا چیزهای مختلف بخوانید).
    فرزند خود را تشویق کنید که با استفاده از اسباب‌بازی‌های خود، روابط و وقایع اجتماعی را بازسازی نماید.
    با او بازی‌های نمایشی انجام دهید و او را با فعالیت‌های نمایشی آشنا کنید.
    سعی کنید اتفاقات روزانه خود را به طور کامل برای او تعریف کنید. برای مثال اگر در حال آشپزی هستید می‌توانید نحوه ترکیب مواد غذایی را به او آموزش دهید.
    او را تشویق کنید تا شعرهای زیادی را حفظ کند.
    کودک خود را تشویق کنید تا زبان دیگری را یاد بگیرد. مکعب‌ها و پازل‌های انگلیسی ابزار خوبی برای یادگیری زبان انگلیسی برای کودکان هستند.
تقویت هوش ریاضی منطق:
    شما می‌توانید به‌وسیله اسباب‌بازی‌های مختلف مانند: شطرنج، پازل، معما، جدول کلمات متقاطع و حساب کردن این هوش را در فرزند خود پرورش دهید
    بدون افراط در مورد هر چیز از کودک خود پرسش و پاسخ کنید و کتاب‌های علمی و طبیعی مختلف در اختیارش قرار دهید.
    کودک خود را تشویق کنید تا مجموعه‌هایی را که در اطراف خود می‌بیند بشمارد؛ برای مثال تعداد سیب‌زمینی‌های داخل سبد، تعداد قاشق‌های روی میز و غیره.
    روابط علت معلولی را به او یاد دهید؛ برای مثال به او بگویید اگر چیزی یخ می‌زند به دلیل سرمای زیاد است.
    ابزارهای ریاضی و کارکرد آن‌ها را به فرزند خود توضیح دهید؛ برای مثال چگونگی استفاده از ترازو، خط کش و ماشین حساب را به او آموزش دهید.
    ترتیب شکل‌گیری وقایع و ساخته شدن اشیا را به او آموزش دهید؛ برای مثال مراحل پخته شدن کیک، ترتیب فصل‌ها و ماه‌ها و غیره.
تقویت هوش میان‌ فردی:
    به کودک خود کمک کنید و او را تشویق کنید تا فعالیت‌های داوطلبانه در انجمن‌های خیریه‌ انجام دهد.
    کودک خود را تشویق نمایید تا پروژه‌های گروهی را سازماندهی کند مانند: گردش گروهی، نشان دادن همدلی با دیگران، برقراری ارتباط با دیگران، بهره‌مند کردن دیگران از دانش و تجربه‌هایش و غیره.
    از فرزند خود در انجام کارهای روزانه کمک بگیرید.
تقویت هوش تصویری:
    کودک خود را با نقاشی، طراحی و نقشه‌های فضایی آشنا کنید.
    او را تشویق به کشیدن احساسات و ایده‌هایش کنید.
    او را به گردش و مشاهده در محیط‌های مختلف تشویق کنید.
    به هم ریخته کردن و دوباره چیدن اشیا کنار هم از بازی‌هایی است که باعث تقویت هوش تصویری می‌شود.
    اسباب‌بازی‌های مربوط به ساخت اشیا را در دسترس او قرار دهید.
تقویت هوش طبیعت‌گرایی:
    فرزند خود را با باغبانی و کشاورزی آشنا کنید.
    سعی کنید زمان زیادی را با فرزند خود در طبیعت بگذرانید.
    فرزند خود را به باغ وحش ببرید و با کمک فیلم، کتاب و تصاویر او را با نوع زندگی جانوران و گیاهان آشنا کنید.
تقویت هوش موسیقیایی:
    در فرزند خود برای نواختن موسیقی انگیزه ایجاد نمایید.
    او را به خواندن ترانه تشویق کنید.
    ریتم موسیقی را به او آموزش دهید.
    سبک‌های مختلف موسیقی را به او آموزش دهید و از او بخواهید آن‌ها را با یکدیگر مقایسه کند.
    در کنسرت‌ها شرکت کنید.
تقویت هوش بدنی:
    فرزند خود را به انتخاب یک فعالیت ورزشی تشویق نمایید و با بازی‌های مناسب به پرورش حرکات ظریف دستان او کمک کنید، بازی‌هایی مانند: خمیر بازی، ساخت و ساز با لگوهای مختلف، استفاده از پیچ و مهره، ساختنی ها و غیره.
    انرژی او را روی فعالیت‌های حرکتی هدفمند مثل تئاتر، دوچرخه سواری، دویدن، پریدن و … متمرکز کنید.
تقویت هوش درون‌فردی:
    فرزند خود را به خواندن آثار فلسفی تشویق نمایید.
    فرزند خود را هنگام تمرکز بر موضوعی تنها بگذارید.
    با صحبت کردن درباره موضوعات مختلف فرزند خود را به استدلال درباره آن‌ها تشویق کنید و از او سوالات مناسب سن او بپرسید.

_________________________________________________________

مقالات دیگر

      

       

     


نظرات

درج نظر

عبارت امنیتی