
معلولیت ذهنی و انواع آن
معلولیت ذهنی چیست؟
معلولیت های ذهنی اختلالاتی هستند که بخش قابل توجهی را در سطوح مختلف به خود اختصاص می دهند.
کودکان با نیازمندی های ویژه و استثنایی به کودکان گفته می شود که برای آموزش آنها باید نوع تدریس ویژهای اعمال شود و نیازهای خاصی برای شکوفایی استعدادهای آنها باید در نظر گرفته شود و کمی تعلیم و تربیت آنها با سایر کودکان متفاوت است.
مشکلات ویژه یادگیری، نارساییهای زبان و گفتار، آسیبهای شنوایی، آسیبهای بینایی، نارساییهای حرکتی شامل ناهنجاریهای مربوط به اسکلت و عضلات، تأخیرهای تحولی، اوتیسم و چندمعلولیتی عواملی هستند که می توانند باعث شوند که یک کودک برای تعلیم و تربیت نیازمند روش های ویژه آموزشی و رفتاری باشد.
عوامل ایجاد معلولیت ذهنی
وراثت تصادف و بیماری عواملی هستند که می توانند در هر نقطه از دنیا و برای تمامی طبقات اجتماعی و مالی اتفاق بیفتند و کودکان قشری هستند که در مقابل این موارد نسبت به بزرگسالان همیشه حساس تر و آسیب پذیرتر می باشند و ممکن است در هر جای دنیا و برای هر شخصی این معلولیت ها به وجود بیاید.
انواع معلولیت ذهنی
عقبماندگی ذهنی
در واقع معیار اندازهگیری آن سطح هوش فرد می باشد که از طریق بررسی عملکرد ها انجام می شود و به معنی پایین تر بودن سطح هوش فرد نسبت به افراد عادی است و همراه با نشانه های تفاوت رفتار شناسی در فرد می باشد که همزمان با دوران رشد و تغییر و تحول فرد ظاهر می شود.
محققان سن رشد را برای ذهن بین تولد تا ۱۸ سالگی در نظر می گیرند و اختلالات ذهنی که پس از ۱۸ سالگی به وجود میآید را جزو دسته بندی عقب ماندگی ذهنی قرار نمیدهند.
سندروم داون
این اختلال که در گذشته به آن منگولیسم هم گفته می شد و نام دیگر آن تریزومی ۲۱ است به دلیل اختلالات ژنتیکی به وجود می آید و به این صورت است که این کودکان در به جای دو عدد کروموزوم شماره ۲۱ سه عدد کروموزوم شماره ۲۱ دارند.
در این کودکان علائم ظاهری مشابهی یافت میشود و تقریباً چهره آن ها شبیه به چهره مغولها است و درجات مختلف و انواع مختلفی دارند به شکلی که بعضی از آنها به شدت نیازمند کمک و رسیدگی پزشکی هستند اما برخی دیگر مانند یک انسان سالم می توانند مستقل عمل کنند و فعالیتهای عادی خود را داشته باشد.
تمامی آنها دارای درجات عقب ماندگی خفیف تا متوسط هستند و سرعت یادگیری در کودکان کمتر از کودکان عادی می باشد و به هیچ عنوان نباید آنها را با کودکان عادی مورد مقایسه قرار داد.
کرتینیسم (کمکاری غده تیروئید)
این بیماری در کودکان به دلیل کم کاری غده تیروئید ایجاد میشود که این کم کاری میتواند از بدو تولد وجود داشته باشد و یا پس از آن در طی مراحل رشد ایجاد شود و تاثیر آن به این شکل است که غده تیروئید مسئول تعیین میزان رشد اندام های بدن است و کم کاری آن در این سنین موجب رشد نامناسب اندام های بدن می شود.
در نتیجه ممکن است قسمتهایی از مغز نیز دچار این مشکل شوند و علائم این نوع بیماران به شکل زیر است:
قد کوتاه، پوست خشک، خستگی و خوابآلودگی، مشکلات قلبی، اختلال در یادگیری و رشد هوشی، شکم بزرگ، زبان درشت، صدای خشن و کلفت، گردن کوتاه و پهن.
اختلال فنیلکتونوریا
این یک بیماری با منشاء ارثی است و به این شکل است که آنزیمی که باعث سوخت و ساز فنیل آلانین در بدن می شود تولید نشده و در نتیجه آن غلظت فنیل آلانین زیاد می شود که در نتیجه ازدیاد این آنزیم سلول های عصبی و نورون ها آسیب می بینند.
این کودکان به هیچ وجه از لحاظ رشد جسمی و ظاهری مشکلی ندارند و حتی بعضی از آنها بسیار زیبا با موهای بور و روشن هستند اما چیزی که در اینجا مهم است بهره هوشی آن ها می باشد که کمتر از کودکان عادی است.
به طور معمول این کودکان دارای حرکات عجیب و غریب هستند و به صورت بسیار فعال و پر جنب وجوش ولی در عین حال در کلام و گفتار دچار مشکل می باشند که این بیماران باید تحت نظر پزشکان معالج قرار بگیرند تا رژیم های غذایی عاری از فنیل آلانین برای آنها تجویز شود تا میزان علائم بیماری آنها کاهش یابد ولی بهره هوشی آنها به طور معمول در محدوده ۵۰ تا ۷۰ است و معمولاً بیشتر نمیشود.
اختلالات ارتباطی
ارتباط برقرار کردن با دیگران بهصورت دوطرفه است؛ به صورتی که هم بیان برای دیگران قابلفهم باشد و هم توانایی فهم بیان دیگران وجود داشته باشد. بهصورت کلی برای ارتباط مؤثر با دیگران، کودک شما باید بر زبان تسلط داشته باشد؛ یعنی کودک بتواند اندیشه خود را بهصورت نمادهای زبانی بیان کند و نمادهای زبانیای که از سوی طرف مقابل ارائه میشود نیز بفهمد. اگر کودک شما مشکل در بیان خود و فهم گفتار دیگران داشته باشد میتوان گفت کودک شما بهاحتمال زیاد دارای اختلال ارتباطی است.
اختلالات زبانی به ۴دسته تقسیم میشوند:
اختلال زبان بیانی
این کودکان بدون وجود عقبماندگی ذهنی، اختلال عصبی، نقص در شنوایی یا ناکافی بودن آموزش، مشکل در صحبت کردن دارند. این کودکان علاقه خوبی برای ارتباط برقرار کردن با دیگران دارند و با حرکات چشم و دست سعی در ارتباط برقرار کردن میکنند. ممکن است این کودکان اعتمادبهنفس پایین، افسردگی، شبادراری، مکیدن انگشت به همراه مشکل در بیان زبان داشته باشند. گسترش این اختلال تا نوجوانی ممکن است باعث سختترشدن درمان شود.
اختلال زبان فهمی
کودکان مبتلا به این اختلال کندتر از همسن و سال های خود زبان را میآموزند و در فهم زبان دیگران مشکل دارند. دستورات ساده را نمیفهمند. ممکن است تشخیص این اختلال در کودکان بهدلیل نسبت دادن این رفتارهای کودکان به اختلال رفتاری به جای اختلال ارتباطی از سوی والدین و معلمین به تعویق افتد.
اختلال واجشناختی
این کودکان یا حروف را در کلمات حذف میکنند (مثل مو به جای موش) یا جانشینسازی میکنند (مثل گلو به جای هلو) یا تلفظ را ناجور بیان میکنند و بهاصطلاح تکلم کودکانه دارند. تشخیص این اختلال بعد از ۳ سالگی صورت میگیرد. این کودکان بدون وجود عقبماندگی ذهنی، اختلال در سیستم عصبی حرکتی و شنوایی و داشتن رشد طبیعی زبان صوتها را بهصورت نادرست ادا میکنند. ممکن است این کودکان با کودکان کوچکتر اشتباه گرفته شوند.
لکنت زبان
این اختلال میتواند در اثر یک حادثه یا عوامل روانشناختی ایجاد شود یا بهصورت معمول در رشد طبیعی زبان شکل بگیرد. ویژگیهایی که این کودکان در بیان اصوات دارند بهصورت تکرار، وقفه در تکلم یا خاموششدن کلام (ساکتشدن حین صحبتکردن) یا پریدن سر حین صحبت است. این کودکان باید تحت نظر یک متخصص قرار گیرند تا از گسترش لکنت زبان جلوگیری و رشد طبیعی زبان ایجاد شود.
اختلالات رفتاری
یکی دیگر از مشکلات دوره کودکی رفتارهای کنترلنشده بیرونی است. این رفتارها موجب نقض حقوق دیگران، بیتوجهی به دیگران، آسیب به کودکان و بزرگسالان دیگر، لجبازی و حتی ایجاد مشکلات تحصیلی و یادگیری در کودکان میشود. کودکان بهصورت معمول بین 2تا 5/2سالگی و 6تا 5/6سالگی یک دوره منفیگری برای ایجاد استقلال در دوره تحول خود دارند اما زمانی که این دوره منفی بیشتر از سنهای بیانشده باشد میتواند ریشه در اختلالات رفتاری داشته باشد. اختلالات رفتاری براساس علائم و ویژگیهایی که دارند به دو دسته تقسیم میشوند.
اختلال کمتوجهی - بیشفعالی
این کودکان یک الگوی ثابت بیشفعالی و کمتوجهی دارند که فراوانتر و شدیدتر از آنچه کودکان با سطح رشد مشابه دارند است. این کودکان وقتی با آنها صحبت میشود بهنظر گوش نمیدهند، در انجام امور و تکالیف اشتباهات زیادی دارند، نمیتوانند توجه خود را برای انجام تکالیف حفظ کنند، حواسشان زود پرت میشود، اغلب فعالیتها را فراموش میکنند، اشیایی که مربوط به انجام تکالیف میشود را گم میکنند، دستها و پاهایشان بیقرار است و روی صندلی وول میخورند، در موقعیتهایی که انتظار نشستن وجود دارد صندلی را ترک میکنند، اغلب میدوند و از در و دیوار بالا میروند، اغلب زیاد حرف میزنند، حرف دیگران را قطع میکنند و تحمل انتظار برای نوبت را ندارند.اینگونه رفتارها در کودکان ممکن است قابل شهود باشد اما چیزی که در کودکان بیشفعال مطرح است شدت و میزان انجام این رفتارهاست که برای والدین غیرقابل تحمل است.
اختلال سلوک
این کودکان حقوق دیگران و قواعد اجتماعی را نادیده میگیرند و باعث تخریب اموال و آسیب زدن به دیگران و حیوانات میشوند. این کودکان زیاد دست به پرخاشگری میزنند و دروغگویی یکی از عادتهای نهادینه شده در آنهاست. این کودکان زمانی که نیازهای آنها با ناکامی روبهرو میشود شروع به گریه کردن، فریاد کشیدن و حتی شروع به دشنام دادن میکنند. این افراد از وضعیت موجود که باعث رنجش و ناراحتی اطرافیان میشود احساس پشیمانی نمیکنند. در مدرسه با همسالانشان سازگاری ندارند .
اختلال یادگیری
این اصطلاح ممکن است برای افراد غیرمتخصص این فکر را ایجاد کند که کودک دارای عقبماندگی ذهنی است. بعضی کودکان نسبت به زمینه های یادگیری ازجمله خواندن، نوشتن و حساب کردن دارای مشکلاتی هستند. به این صورت که کودک برای یادگیری نیاز به کمک و راهنمایی هر چه بیشتر دیگران دارد اما ممکن است همین کودکان در بعضی از زمینههای فکری و عملی نسبت به همسالان خود عملکرد مطلوبتری داشته باشند. این اختلال بهصورت ذاتی است اما با آموزش مناسب و صبر و حوصله میتوان به یادگیری هرچه بیشتر این کودکان کمک کرد. اختلالات یادگیری به 3 دسته تقسیم میشوند.
اختلال در خواندن
کودکانی که این اختلال را دارند با وجود هوش مناسب و عدمنقص حسی، در خواندن کلمات و فهم واژهها مشکل دارند یا دچار کندخوانی هستند. این کودکان در یادگیری به دیگران و راهنمایی آنان وابسته هستند. مشکل در بهخاطر آوردن مواد درسی دارند، دامنه واژگانشان محدود است و بهعلت شکستهای مکرری که تجربه کردهاند نگرش منفی نسبت به تکالیف درسی پیچیده و چالشبرانگیز دارند. عوامل ژنتیک، رشدی و محیطی زمینهساز این اختلال هستند.
اختلال در نوشتن
کودکان مبتلا به اختلال نوشتن با وجود هوش مناسب و عدمنقص حسی، در املا نویسی، خوشخطنویسی و انشانویسی مشکل دارند. این اختلال ممکن است همراه با اختلال خواندن و اختلال حساب کردن باشد.
اختلال در حساب کردن
گرچه یک کودک ممکن است قادر به شمارش بیمعنا باشد و جدول ضرب را از بر بخواند اما ممکن است درک نکند این اعداد نشانگر چه هستند. با افزایش سن، کودک درک مناسبی از کمیت اعداد بهدست میآورد. اختلال در حساب کردن یک اصطلاح خاص ناتوانی در یادگیری ریاضی است. افرادی که در رابطه با مطالب ریاضی دچار حافطه شنوایی ضعیفی هستند، نشانهها و ویژگیهای زیادی دارند که متخصصان به آن سندروم اختلال در حساب کردن میگویند.
مشکلات تغذیهای در معلولان ذهنی
۱- کاهش آب بدن :
کاهش احساس عطش و ناتوانی در مکیدن و جذب آب
۲- اختلال در رشد
۳- یبوست به دلیل اختلال در خوردن و کاهش مصرف آب و مواد فیبری .
۴- کاهش اشتها به دلیل تداخل غذا و دارو که میتواند درنهایت به کمخوری و سرانجام سوءتغذیه منجر شود .
۵- آنمی یا کمخونی:
زیرا اغلب از غذاهای نرم و یا عصاره استفاده میشود و میزان بالای مصرف شیر که از نظر آهن منبع فقیری است میتواند به کمخونی منجر شود .
۶- آلرژیهای غذایی
۷- نبود تحملهای غذایی
۸- خرابی دندان و ناتوانی در عمل جویدن و بلع و کنترل زبان
۹- کاهش حس چشایی به دلیل کاهش بزاق
۱۰- کاهش احساس عطش و تمایل نداشتن به مصرف آب
۱۱- اختلال در خوردن مانند اشکال در بلع که خطر آسپیراسیون (یا ورود غذا به مجرای ریوی) را دارد.
۱۲- تداخلات غذا و دارو. داروهای ضد تشنج سبب اختلال در جذب اسید فولیک، ویتامین ۶B، ۱۲B، C، D و همچنین عناصر کلسیم، منیزیم، روی، فسفر میشود که در نهایت روی سلامت استخوان و دندان اثر منفی میگذارد.
درمان انواع معلولیت ذهنی
درمان انواع معلولیت ذهنی ممکن است با توجه به نوع سندروم، شدت آن، علائم و نیازهای خاص هر فرد متفاوت باشد. همچنین، برخی از سندرومها قابلیت درمان ندارند اما برای برخی دیگر، درمانهای موثری وجود دارد که بهبودی و کیفیت زندگی را بهبود میبخشند. در زیر به چند روش و درمانهای معمول برای مدیریت معلولیت ذهنی اشاره میشود:
مداخلات آموزشی و رفتاری (Behavioral and Educational Interventions):
افراد مبتلا به معلولیت ذهنی بهویژه سندروم داون و آسپرگر میتوانند از مداخلات آموزشی و رفتاری بهرهمند شوند. این مداخلات شامل تمرینها و برنامههای آموزشی برای تقویت توانمندیهای آنها میشود.
حمایتهای طبی و بهداشتی (Medical and Healthcare Support):
افراد مبتلا به برخی سندرومها نیاز به حمایتهای طبی و بهداشتی دارند. این شامل درمانهای دارویی برای مدیریت علائم جانبی، توجه به سلامت جسمی، روانی و دندانها میشود.
مداخلات حرکتی و توانبخشی (Physical and Rehabilitation Interventions):
برای افراد مبتلا به سندرومهایی که مشکلات حرکتی دارند مانند، مداخلات حرکتی و توانبخشی مفید خواهد بود. این مداخلات میتواند تحرکات بدنی و کارکردهای روزمره را بهبود بخشد.
مشاوره و حمایت روانشناختی (Psychological Counseling and Support):
افراد مبتلا به معلولیت ذهنی و خانوادههای آنها نیاز به مشاوره و حمایت روانشناختی دارند. این مشاوره میتواند به کمک مدیریت اضطرابها، افسردگی و ایجاد برنامههای حمایتی برای خانوادهها باشد.
پیگیری و مراقبت مداوم
افراد مبتلا به معلولیت ذهنی نیاز به مراقبت مداوم و پیگیری دارند. این شامل اجرای برنامههای توانبخشی و آموزشی، و ایجاد محیط پشتیبانی کننده برای آنها است.
___________________________________________________________
مقالات دیگر



